باید خداحافظی کنم از این دنیای پر رنج و عذاب
می روم به دنیایی که سوالات دلم نمونه بی جواب

این خانه همش خاطرات با تو بودن را زنده می کند
هر گوشه این خانه حرف از جدایی و نفرت می زند

اینجا همه از هم بد می گویند و عاشقابا هم نمی سازند
عشقشون زیباست اما چون دروغه زودرنگ می بازند

می روم به خانه ی که باشه عشق و صفا
عشقشون دروغ نباشه دلی هم نباشه تنها

کوله بار غم و درد و میذارم روی دوشم
اهنگ هام و می برم جایی دیگه می گوشم

خسته شدم از این خانه ی پررنگ وریا
پیدا نکردم دلی که باشه عاشق و با وفا

خانه ی می خواهم که لب عاشقاش باشه خندان
با هم صادق باشند و نباشه دلاشان توی زندان

اینجادل واز ادم می برن وبعد می ذارنت تنها
رهایت می کنند با کوله باری ازدرد و غم ها

با تار و پود دروغ خانه ی عشق روی اب می بافند
تو اسمان دل خدا می شن و به عشقت می تازند

عشق های اینجا سرابی هستند در دل دریا
واقعی جلوه می کنند که غرق میشی تو رویا

من می خواهم حقیقتی تلخ ازارم دهد
نمی خواهم دروغی شیرین ارامم کند

غرق شده ام تو این باتلاق دروغی که کویر است
دلم جوان بود اوردم اینجا حالا می بینم که پیر است

می روم جایی که بدانند قدراحساس پاک
بشناسند عاشقانی که هستند سینه چاک

خاطرات تلخ با تو بودن را می ذارم روی زمین
می برم با خود دل شکسته ی که از تو خورد کمین

می روم تا کسی نبیند ازعشق من ازار
فراموش شود از یادت این قلب بی قرار

مــوجــودات ِ غــریبـی هـستیـم  نـه طاقــت ِ دروغ را داریـــم و نــه تحــمّل ِ حـقــیــقت را

 



تاريخ : جمعه بیست و سوم تیر ۱۳۹۱ | 15:29 | نویسنده : دل شکسته |