




سرگردانم,کلافه ام,حیرانم وبی قـــــرارم
بی حسم,خسته ام,بی حالم و گرفتارم
نمی دونم انگار از همه چیز بی خبــــرم
شب است یا روز غروب است یاســحرم
به دلم شوری افتاده از چی باید بگذرم
نکنه یک روز بیاد و تو را از یاد ببــــــــرم
احساس می کنم دردی در سینه دارم
درد چیه مــــن دلی خالی از کینه دارم
درد درسینه نیست بغضی در گلو دارم
راه گلورا بسته خونابه ی در سبو دارم
به جای باده خونابه می چرخه در گلـــو
یک بیابان ناله دارم راه گلو بسته ازاندو
دلـم خونه ی غم بود و جگر گوشه ی درد
گلویم پر بغض بود و اه دلم همیشه سرد
من عاشق و دیوونه و رسوا ساده بـــــودم
بهـــــر هر چیزی غیر این درد اماده بـــــودم
نخواستم عاشقش بشم قلبم اسیر او شد
خواستم دل بکنم دل نکند و گـــــــرفتار شد
خواستم از یاد ببرم یاد را از یاد بـــــــردم
گم شدم تو غربت خودم و به باد سپردم
خواستم نشان ندم اشکم و بغض کردم
سکوت کردم و شکست بغض ســـــردم
گیجم و گنگم ندارم هیچ امیدی به فـــردا
روزی که ندارم شب هام که شده یــــلدا
می سوزد دلم برای سادگیهای خــــــــودم
برای خودم که خیلی ساده عاشقت شدم
کاش نمیدیدم تو را می رفتم راه خـــــــــود را
کاش عاشق نمی شدم اون هم عشق تو را
حالا دلم دلگیر نبود چشمام خیس نبــــــــــود
حالم خوب بود و قلبم ریش ریش نبـــــــــــــود

درد مرا انتخاب كرد...من تورا...تو رفتن را...نگرانم نباش برو من و درد و يادت تا ابد باهم هستيم...
.: Weblog Themes By Pichak :.
