ارام ارام بیا به قلب من که قلب من شکسته
زانــــــــوی غم بغل کرده و با تنهایی نشسته

اگــر امدی یادت باشه این قلب ترک برداشته
بــــا تنهایی خو گرفته و با بی وفایی ساخته

مبــــادا از یاد ببری اینجا کسی منتظر نشسته
نگاه کن می بینی همه درها را از پشت بسته

امـــــــــا دیگه این دل منتظر به انتظار تو نیست
تلــــــخ است انتظار کسی که منتظر تو نیست

حتی اگه تو به انتظارمن باشی من دیگه نیستم
نمی تونی بازی بدی به این دل قفل دل و بستم

دلم را سوزاندی یک بار,بار دوم خاکسترش کردی
بــس نبود سوزاندن زدی اواره و در به درش کردی

هنوز سرد نشده خاکسترش می خواهی بزنی اتش
چــــه مانده از این خاموش سرد خاکسترو نزنی اتش

با اشک چشمام خاموش کردم اتش قلبی که سوزوندی
فــــــــراموش می کنم تویی که من و از لب بامت پروندی

نمی خوام بر گردی چـــــه می خواهی به این دل خسته
باز می خواهی بشکنی این دلی که همه درها را بسته

کــــــــــم بازی بده به این دل که بود روزی از ان تـــــــــــو
شکستی دلم و نا رفیق ندارم خاطره خوبی از تـــــــــــو

دیــگه باورندارم که گفتی مهرعشقت خورده به پیشانیم
وقتی داری من و بازی می دهی نمی ایی با هم بمانیم

نمی بخشم تــــــو را که این همه زجرم دادی و ارام رفتی
نه مهربانی نه دلسوزی دیدی دارم می سوزم بازم رفتی

نمی خواهم از این به بعد بازیچه ی دست مــــردم باشم
با تنهایی و با قلب شکسته ام می سازم تا خودم باشم

وقتی دیدی به هرحال بازنده ای اونجور که دلت میخواد بباز یا لااقل نذار اونجور که دلش میخواد ببره...

 



تاريخ : شنبه هفتم مرداد ۱۳۹۱ | 19:12 | نویسنده : دل شکسته |