یه روزی دلت می سوزه واسه ی تنهایی من
واسه دردا كه كشیدم ، واسه بی صدا شكستن
یه روزی خودت می فهمی كه چرا ازت بریدم
كه چی شد با همه عشقم نفرت و به جون خریدم
یه روزی میای سراغم به خیالت كه من هستم
اما اون وقت خیلی دیره آخه اون روز دیگه نیستم
یه قدم مونده به مرگم یه نفس مونده به پرواز
توی این سكوت ممتد رفتهواژه،مرده آواز
یه روزی میای می بینی جای من یه سنگ قبره
كه روی دلش نوشتن اینجا آرامگه صبره
یه روزی میای به خونم خونه ای كه یه مزاره
خونه ای كه مثل قلبم در و پنجره نداره
یه روزی دلت می سوزه واسه این دل شكسته
واسه این غریب تنها واسه این همیشه خسته
یه روزی بهت می گن كه ، منو باده غصه برده
اونی كه خیلی دوست داشت نبودی جون داده مرده
یه روزی میای كه رفتم توی جاده های باریك
خوابیدم زیر یه مشت خاك، تو یه قبره سرد وتاریك
یه روزی میای سراغم به خیالت كه من هستم
اما اون وقت خیلی دیره آخه اون روز دیگه نیستم

خداحافظ ، تو ای همپای شب های غزل خوانی
خداحافظ ، به پایان آمد این دیدار پنهانی
خداحافظ ، بدون تو گمان کردی که می مانم
خداحافظ ، بدون من یقین دارم که می مانی !!!
.: Weblog Themes By Pichak :.
