




آخه چه جور دلت اومد تنهام بذاری و بری؟
آخه مگه حرفی زدم ،زخم زبونی من زدم؟
آره همش بهانه بود ،مسئله یار دیگه بود!
دلت هوایی شده بود كارم از كار گذشته بود!
برو با یارت عزیزم رها كن این تن منو...
الهی صدساله بشه عشق قشنگت عزیزم!
اما یه قول بهم بده یارتو تنها نذاری...
كه مثله من اسیربشه ،آواره از خونه بشه...
منم یه قول بهت میدم ،یه روز فراموشت كنم!
قلبمو سنگیش بكنم،عشقتو خاكستر كنم!
اگه یه روز خواستی گلم كسی رو نفرینش كنی...
بگو كه مثله من بشه ،زجر جدایی بكشه!!!

شیشۀ نازک احساس مرا دست نزن !
چِندشم می شود از لکۀ انگشت دروغ …!!!
آن که میگفت که احساس مرا می فهمد ….
کو کجا رفت که احساس مرا خوب فروخت
تاريخ : یکشنبه سیزدهم آذر ۱۳۹۰ | 23:44 | نویسنده : دل شکسته |
.: Weblog Themes By Pichak :.
