



نبوسش دشمن من رو، هنوز چشمم تو چشماته
نگیر دستاشو تو دستت،که دستم گرم دستاته
نذار اشکم بریزه باز،نذار تنها ترین باشم
بذار تو فکر این باشم،که میشه با صدات پاشم
نگو "جونم" بهش تا من،دلم خاکستری باشه
بذار تا چشم فرداهام،با یک خوش باوری واشه
به آغوشت نکش اونو ،مگه اون بهتر از من بود؟
فراموشت شده جونم ،که تادیروز دشمن بود
فراموشت شده جونم که تو ماهی و خورشیدم
نگو تحریف حرفاته،نگو که خواب می دیدم
نگو دیروز بر من بود،نگو امروز از من شد
خدایا یار دیرینه،ببین امروز دشمن شد

تـــــوی آییـــــنه ی چشـــمام
عــــطش عشقـــــو ندیـــدی
گــــوشــاتو پنـــــبه گذاشتی
گـــــله هــــــامــــو نشنـیدی
مــا کــه دوس داشتنو دادیـم
جــــای اون هیـچّی گـــرفتیم
کاش اینو خوب می دونستیم
کـــه چی دادیم چی گـرفتیم
تاريخ : سه شنبه پانزدهم آذر ۱۳۹۰ | 2:25 | نویسنده : دل شکسته |
.: Weblog Themes By Pichak :.
