خیانت واژه ی تلخی ست ، حقیقتی زهرآگین ،
فرود دشنه، پی در پی ، بر پیکره ی دوستت دارمها ...........
هرگز تبرئه ای نیست
آنکه را که را چنین به کشتن قلب آهنگین عشق برخاست و دلی را که پژمرد …
با عشق به من.......... به من خیانت کردی
دل دادم و تو رد امانت کردی
رفتی و چه آسوده ز من دل کندی
هر دو قلمت خورد اگر برگردی !! … .

يه روز ديدن مجنون نشسته هي با دستش مينويسه ليلي....هي گريه ميکنه اشکش مياد....اسم ليلي پاک ميشه...خاک ها مبدل به گل ميشه....گفتن چي کار ميکني؟ مگه ديوونه شدي؟....گفت: چون ميسر نيست ما را کام او.....عشق بازي ميکنيم با نام او



تاريخ : چهارشنبه دوم فروردین ۱۳۹۱ | 23:20 | نویسنده : دل شکسته |