نمیدونم
تویی که اومدی تو قلبم با من میمونی ؟
نکنه تو هم بازی بدی قلبم و بری اینجا نمونی
خوب فکراتو کردی من یه تنهای خسته ام
با همه مهربونم دردم و نمی دونم ولی شکسته ام
تو زندگیم سختی و غم و درد زیادی کشیده ام
کسی درد م و نمی دونه ولی درد و دل خیلی ها رو شنیده ام
سنگ صبور شان بودم همدردی میکردم
اما وقتی نوبت من می شد می دیدم تنهای تنها مو نده ام
تو که مثل اونا نیستی من و تنها نمی زاری
تو رنج و درد غم من و که جا نمی زاری
راستش و بگو گلم من و دوست داری یا از سر تنهای با منی
نکنه تو هم مثل همه بشی یه روز بیاد دلم و بشکنی
با اینکه می دونم باز یه روز تنها می شم
ولی نمی دونم به چه امیدی می خوام دل به تو بدم
دلم را می دم مواظبش باش
نذار بشکنه یه بار دیگه توی تنهایاش
با اینکه می دونم این بار بشکنه دیگه درست نمی شه
اما بهت تکیه می کنم دوستت  دارم تا همیشه


داری دلمو میشکنی این دل صاف و ساده رو
اگه دلت نیست با دلم رو راست بهم بگو برو
دروغ نگم اگه بری حالم شنیدنی میشه
غم عزیزت تو دلم همیشه موندنی میشه
اما میدونم توی عشق موندن باید از دل باشه
عاشق که شدی یه دیونه اگه نشد عاقل باشه
زندگی بدون عشق همش شکنجه اس عزیزم
اونکه عاشق نیست همیشه بدون بازنده اس عزیزم
اینا رو گفتم تو دلت بگردی پرس و جو کنی
ببینی عشق هست اگه نه تا زوده جستجو کنی
بری ببینی میتونی همیشه عاشقم باشی
تو پیچ و تاب زندگی همیشه مال من باشی

 



تاريخ : پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت ۱۳۹۱ | 21:43 | نویسنده : دل شکسته |