سلام عشق قشنگم
پی چی میگردی؟عشق عزیز و بی تقصیرم
دست نزار روی دلم که با خودم در گیرم
چقدر دوست داشتم حالا ازت دل گیرم
دیگه دوست ندارم بی خودی با عقلم در گیرم
تو هم دوستم نداری نمی خوام دنبالت بگردم
من برای راضی کردن دل هیچ کاری نکردم
دلم شکسته نفسی برام نمونده پریده رنگم
برای فراموش کردنت همیشه با عقلم می جنگم
می دونم غم عشق تو اخر می کند هلاکم
دل به کی سپردم که کسی نمی رسه به دادم
عقل میگه فراموش کن این عشق نا فرجام
دل میگه عشق ان ریشه کرده تو ی رگ هام
دلی که پا بند تو بود هر نفس و هر دم با یاد تو بود
دلی که همه فکر و ذکرش یاد تو بود
دلی که هر جا بودی و هر کجا بودی به دنبال تو بود
دلی که یک رنگ و با وفا بود غیر تو به فکر هیچ کی نبود
دلی که عاشق تو بود همه تار و پودش ذکرنام تو بود
حالا فکر ذکرش شده این کی عشقش و ازش ربود
ببین به چه روزی افتاده شکسته شده رنگش شده کبود
خودش به خودش میگه دنبالش نمی گردم اون یارم نبود
چی کردی تو با این دل احساسی و سنگ صبور
نه می تونه با هات بمونه نه می تونه بره یه جای دور
نه می تونه فراموشت کنه نه می تونه دل بکنه
نه می تونه باور کنه که تو رفتی و جار بزنه
نه می تونه .......

محبتت را میگذارند پای احتیاجت
صداقتت را میگذارند پای سادگیت
سکوتت را میگذارند پای نفهمیت
نگرانیت را میگذارند پای تنهاییت
و وفاداریت را پای بی کسیت
و آنقدر تکرار میکنند که خودت باورت میشود
که تنهایی و بی کس و محتاج...

 



تاريخ : دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۹۱ | 1:26 | نویسنده : دل شکسته |