





دلی که شکست ........
من دلم و شیکوندم تا دیگر عاشق نشود
دستم و داغ کردم تا با کسی دست ندهد
لبانم را دوختم که دیگر به کسی سلام نکند
چشمانم را بستم تا به هر صورتی ذل نزند
احساسم و کشتم که هیچ حسی نداشته باشد
تمام خاطراتم و سوزاندم تا به فکر کسی نباشد
دیگه بسه غصه خوردن می خوام خودم باشم
می خوام دوباره دلی از جنس یک رنگی بسازم
حماقت است دلتنگ کسی باشی که خود رفته است
دیوونگی است عاشق کسی باشی که عاشق یکی دیگه است
من عشقم و از ذهن تو و همه پاک می کنم
تویی که با من بودی با خودم خاک می کنم
من همان دلی که عاشق تو بود اتیش می زنم
اگر فکر تو به سرم بزنه شک نکن خودم و دار می زنم
فکر نکن حرف های که زدی فراموش می کنم
اتیشی که تو زدی به دلم,می شینم خاموش می کنم
قبلا نگفته بودی غیر ما یار دیگه داری
وقت شادی و غم سر رو شونش می ذاری
وقتی گفتی میرم قهرم با تو تا به قیامت
من ساده دل,به تو گفتم باشه به سلامت
دلم و اتیش زدی دلی که تو بر ان اخم کردی
ناله ی سر نزد از دلم,که تو اون و زخم کردی
دلی که شب و روز به انتظار تو بود و دم نمی زد
کاری که تو کردی از دشمن خونی هم سر نمی زد
من می روم تا دل خوش باشن همه از رفتنم
زخمی به دل دارم از تهمت دوست نه دشمنم

سیگارش را می گذارد زیر لبش و می گوید :
آتیش داری . . . ؟!
جواب می دهم :
توی جیبم که نه , ولی در دلم دارم ...
به کارت می آید ؟
.: Weblog Themes By Pichak :.
