


باز خورشید غروب کرد و دلم غم گرفت
خاطرات تو زنده شد و دلم ماتم گرفت
ببین چه اورده ای تو به روزگارم
دیگه هیچ حال و روز,خوشی ندارم
شدم یه عاشق غمگین در حسرت دیدار
چقدر دلتنگم,چقدر بی تابم,چقدربیقرار
تا کی باید به یاد تو بشینم و گریه کنم
به یاد لبخند های تو خودم و دیوانه کنم
بگو چی شد که دیگه با من سر سازش نداری
کی تو را ازم گرفت کی گفت تو حسرتم بذاری
تو که عاشقم بودی چه جوری دلت اومد,تنها بمونم
به انتظارت بشینم,بی خبر از عشقت,اینجا بمونم
تمام حرفات بهونه بود,دلت هوایی شده بود
جای ما دیگه نبود یار جدید,تو دلت جا شده بود
الهی خوشبخت باشی,هیچ وقت نکشی,درد جدایی
من که درد می کشم,نمی دونم,هستم تو چه عذابی
این روزها نمی دونم,سیگار می کشم,یا حسرت نبودنت
همه جای دنیام پر از دود شده,همه جا پر از اه رفتنت
فرقی نمی کند,دارم خاطراتت و به اتش می کشم
تو که رفته ای,من سیگار و حسرت و اه می کشم
حالا که من می کشم,این همه درد و یکجا
تو هم قول بده هیچوقت یارت و نذاری تنها
نذار مثل من تنها بمونه یا که درد جدایی بکشه
درحسرت روزهای رفته به یاد رفتنت تو سکوت بمونه
من هم یه روزی تو و عشق تو را فراموش می کنم
قلبی از سنگ می سازم,از عشق تو خالیش می کنم
خدا کنه یار دیروزم,هیچکی نفرینش نکنه
درد و حسرت نبینه,زجر جدایی نکشه

همیشه نمی شود زد به بی خیالی و گفت : تنها امده ام ٬ تنها می روم... یک وقت هایی ٬ شاید حتی برای ساعتی یا دقیقه ای ٬کم میاوری ! ... دل وامانده ات یک نفر را می خواهد......
.: Weblog Themes By Pichak :.
