کاش ان روز که امدی,چشمام و می بستم
کاش با دیدنت عاشقت نمی شدم,اما هستم

کاش ندونی که دلم,برای دیدنت پر می زنه
کاش ندونی که خیالم,هر روز بهت سر می زنه

کاش ان نگاهت من و با خود,تا خود خدا می برد
کاش احساس من,نسبت به عشق تو دیگه می مرد

کاش تو هیچوقت نا مهربون نمی شدی
کاش با قهر کردنت مثل بچه نمی شدی

کاش اینقدر ساده از عشقم گذر نمی کردی
کاش دل من عاشق را در به در نمی کردی

کاش گل های عشقم و با کینه پر پر نمی کردی
کاش خیلی کم به پای من صبر می کردی

کاش بفهمی یک روز از این کارت پشیمون می شی
کاش بدونی ان روز,برای این دل درمون نمی شی

کاش می دونستی این دل فقط با تو و به فکر تو بود
کاش بدونی تهمت زدن به یک عشق پاک کار زشتی بود

کاش بدونی تو صاحب این دل و جانی
کاش بدونی درد های این دل رو تو درمانی

کاش می شد این احساس پاک رو از خودت نرنجونی
کاش قیمت را بالا می بردم,که تو نگویی خیلی ارزونی

کاش این دل می تونست,عشق تو را فرا موش کند
کاش کسی باشد اتش این سینه سوزان را خا موش کند

کاش دلی از سنگ داشتم و دل تو را می سوزوندم
کاش روز اول می رفتم و هیچوقت با تو نمی موندم

کاش می دونستی که چرا اینقدر با تو موندم
کاش بدونی انتخاب شدی,توسط دل دیوونم

کاش یه جوری این دل از دل تو دل بکنه
کاش بدونی این نفس,نفس های اخره منه

رفتن " رسیدن نیست " گاهی رفتن و گذشتن نهایت عاشق بودن است

میخواهم یادت راطلاق دهم..ولی چکار کنم که ازعهده مهریه سنگین خاطراتت بر نمیام

 



تاريخ : شنبه بیستم خرداد ۱۳۹۱ | 14:2 | نویسنده : دل شکسته |