

گفته باشم یک روز اسمت و خط می زنم
می خوام دلی که جای توست اتش بزنم
بهتره خودت راه تو بکشی بری از این دلم
تا تو هستی تو این دل حل نمی شه مشکلم
دیگه خسته شدم از تو و عشق دروغینت
تو گیاه هرزی بودی,می خوام بچینمت
خودت و اذیت نکن,تو دیگه اینجا جایی نداری
برو به فکر خودت باش,بهتره من و تنها بذاری
قفل کردم دلم و دیگه با کلید تو باز نمی شه
عوض شده این قفل دیگه با اون کلید وا نمی شه
فکر کردی با تهمت های که زدی باز عاشقت می شم
خیال کردی با اون زبونه چرب و نرمت باز رامت می شم
می خوام یه جوری بهت بفهمونم دیگه دوست ندارم
باز بیام عاشق تو بشم,کور خوندی مگه بی کارم
دست تو خیلی وقته برای من و دلم رو شده
گول زدن دل من دیگه برای تو ارزو شده
نمی تونم به یک ادم بی وفا از صداقت دم بزنم
خط زدمت از دلم دیگه با تو حرفی نمی زنم
تو ازادی برو با هر کس که می خواهی
اگه با تو بمونم اخرش هست رو سیاهی
کاش همون اول می شناختم ذات تو را
من که عاقل بودم گول تو خوردم چرا؟
شاید می خواستم تو بشی مرهم دردم
اما عشق تو را هیچوقت باور نکردم
برو دام عاشقیتو یه جای دیگه پهن کن
دستت برام رو شده دلتو از اینجا جم کن
شناختم تو را,بدون اینجا,حنای تو,نداره رنگی
توتخم مرغی,ازبیرون رمانتیک,اما ازداخل,دو رنگی

آدما هم عين عكسا مي مونن ؛ با بزرگ كردنشون ، دچار افت كيفيت مي شن !
.: Weblog Themes By Pichak :.
