


کاش بدونم اینقدر دل تنگ تو ام تو دل تنگ من هستی
من که شب و روز به فکر تو ام تو به فکر کی هستی
بگو صدای احساسم که تو را فریاد می زنه حس می کنی
از درد تنهای مثل گلی پژمرده شدم بگو این هم تو می دونی
نه دیگه من و فراموش کردی تو دیگه من و یادت نمی یاد
این دل فراموش شده ی منه که هنوز تو را می خواد
چرا دل من با این همه که تو رنجش میدی باز تو را می خواد
کاش بمیره این دل که دیگه تو را هیچوقت یادش نیاد
این دل باور ندارد که تو تنهاش گذاشتی و رفتی
هنوز فکر می کند تو همان یار قدیمی عاشقش هستی
هر چه گویم ای دل اون دیگه یار تو نیست
تو را کرده فراموش دیگه غمخوار تو نیست
این دل دیوونه باز حرف خودش را می زنه
می گه خودش گفته باز میاد به من سر می زنه
یادته شب اخر که رفت گفت فردا بر می گردم
گفت دوست دارم اگه تو نباشی من کوه دردم
اگه یارم بیاد من نباشم فکرای بد ,بد می کنه
غصه و غم می خوره دلش و پر درد می کنه
ای دل خبر داری چند شب از اون شب گذشته
اون به فکر تو نیست شاید با دیگران نشسته
اگه دوست داشت تو را تو انتظار نمی ذاشت
اگه به فکر تو بود زیر پات علف نمی کاشت
برو خودت را از این عشق نا فرجام رها کن
به فکر خودت باش برای سلا متیت دعا کن
از ما گفتن بود و از تو نشنیدن ای دل
خدا کند روزی حل شود این مشکل
من عاشق کسی بشم اون را بهترین می بینم
توی دلم همیشه با اون تنهای تنها می شینم
وقتی از دل رود که دل پاره پاره باشد
زنده زنده روی این دل کسی خاک بپاشد

دلگیرم از مرغهایی که دانه خوردنشان پیش مابود و حالا برای دیگران تخم میگذارند.... رفتند ولی میدانم روزی بوی کباب شدنشان به مشامم میرسد.
.: Weblog Themes By Pichak :.
