راستی من کی ام,کجام؟با کی حرف می زنم
من اونم,یا تو ام,یا خودم باید حدس بزنم

من دارم خودم و از خودم گم می کنم
با نوشتن دارم خودم و اروم می کنم

تویی که خودت و در من پیدا کردی و رفتی
جواب تمام سوالات دلم را معما کردی و رفتی

حالا من موندم و هزاران سوال بی جواب
من کی بودم ؟چرا اینجوری شد دلم کباب

نمی دانم که بودی که من و از خودم ربودی
تمام واژه های عشق را از تو ذهنم زدودی

تو اومدی تو رویا مان یه تلنگر زدی و رفتی
بی کسی مان را به رخ ما کشیدی و رفتی

گمانم با من دشمنی داشتی,به اسم دوست امدی و رفتی
این دل بی گناه ما را زیر پاهات له کردی و رفتی

با عشوه هات من و دیوونه کردی و رفتی
قلبم و از کفم ربودی,زیر پا انداختی و رفتی

لبهای ما را با بوسه اشنا کردی و رفتی
شیرینی عشق را به ما یاد دادی و رفتی

هزاران بار صدایت کردم,نشنیدی و رفتی
پشت سرت گریه کردم,اشکهام و ندیدی و رفتی

چند صباحی دل ما را اسیر خودت کردی و رفتی
دلی که عاشق کسی نمی شد,عاشق خودت کردی و رفتی

نگاهم به اسمان بود,نگاهم را دزدیدی و رفتی
دلم دست خودم بود,دلم را از دستم قاپیدی و رفتی

من را تا لب چشمه بردی,تشنه بر گرداندی و رفتی
دلم در تمنای تو بود ,تمنای دلم را دیدی و رفتی

بگو تو کی بودی؟چرا امدی؟چرا ترکم کردی؟چرا رفتی؟
من کی بودم؟من چی شدم؟من که دلمو دادم,پس چرا رفتی؟

نگاهش به همه پاک بود ، انگار فقط به خودش نظر داشت .

 



تاريخ : سه شنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۱ | 15:0 | نویسنده : دل شکسته |