گل من ...
چشمانم مثل ابر بهاری اشکاش روانه
از داغ دوری گلم چشمام همش گریانه

ابرها به دنبال هم به این سو و ان سو دوانند
قطره قطره اب می شوند و به سوی من روانند

می بارد باران و من زیر قطره های بارانم
اشک و باران یکی شده تا کس نداند من گریانم

گونه هایم و زیر دستانم می کنم پنهان
اشک می ریزم و گریه می کنم در نهان

با ترس و لرز از همه گریزانم
تا کسی نداند و نفهمند چرا گریانم

می بارد همچنان باران بر این تن خسته ام
به دنبال گلم می گردم و چشم به روی همه بسته ام

باران نم نم می بارد بر این تن نا ارام
ندانم گلم و پیدا می کنم یا نمی ارم دوام

اشکهام چه زیبا می ریزد همراه با قطره های باران
صدای هق هق گریه هام گم می شه از شر شر ناودان

چه تبی دارد این تن رنجور و خسته ام
همچون کبوتری با دو بال شکسته ام

پرسه می زنم و به همراه دارم قلب شکسته ام
پیدا می کنم گلی را که دنیا را در جستجویش گشته ام

هیچ کس نمی داند کی و کجا عاشق این گل شده ام
عاشق گلی که تنها با اون به معنای عشق رسیده ام

گلی که همه جای دنیا به دنبال اون گشته ام
حالا با چشمهای خیس و بارونی به اون رسیده ام

نچید م گلم را از شا خه اش تا پر پر نشود و پژمرده
تا مثل قلب من شکسته نشود نما ند با روحی افسرده

وصیت کردم زیر این شاخه ی گل دفنم کنید
با چند خط شعر روی کفنم,تزیینم کنید

برای شاخ وبرگ و ریشه ی اون گل من خاک شدم
من به پای زیبا ترین گل دنیا جون دادم و فدا شدم

نمی دونم اون گل هنوز می داند من به عشقش وفا دارم
فقط او را می خواهم و حاضرم به خاطرش جون بسپارم

یک روز غریبه ای اومد و گل من و از شاخه چید
من که عمرم و به پاش داده بودم و شدم خاک ندید

من به عشقش وفادار موندم و گِل شدم
حالا هم به پای شاخ و برگش بی گل شدم

فداش شدم و جون دادم من با اون دل بی قرار
موندم به پای ریشه و شاخه ای بی گل گرفتار

مرا به یك آغوش گرم مهمان كن !.. این روزها .. میلی به چای ندارم !!

 



تاريخ : جمعه دوم تیر ۱۳۹۱ | 14:40 | نویسنده : دل شکسته |